یاد ها رفتند و ما هم می رویم از یادها
خبرنگار مرتضی متین فر
نويسندگان

4x2mvi7m8nprf6yxfcs.jpg

شب باز هم سراغ من مبتلا گرفت

آمد نسیم و خانه، هوای خدا گرفت

بغض آمد و گلوی دعای مرا گرفت

باز آشنای هر شبه راه دعا، گرفت

از دور می رسد غم آوای نِی، پدر!

گویا مرا صدای تو می¬خواند ای پدر!

خیمه زده به قلب زمین، آسمانِ دود

 

 

پُر شد زمین و مردمش از دودمان دود

گم می¬شود صدای دعایم میان دود

ناآشناست با صلواتت، زبان دود

گویا خدا، پشت به این شهر کرده است

با مردم زمین و زمان، قهر کرده است؟

گاهی اگر چه«حال دعا»، قهر می کند...

با دستِ بسته، خوف و رَجا، قهر می کند...

با حَنجَره، مگر که صدا قهر می کند؟!

نه کفر گفته ام که: خدا قهر میکند

سیمان و سنگ رُسته به جای چمن... که نیست

روی زمین، فقط دل تاریک من که نی

[ یکشنبه ۱۳٩٠/٦/٢٠ ] [ ٧:۳٤ ‎ب.ظ ] [ مرتضی متین فر ]

.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

مرتضی متین فر متولد دی شهر زنجان دوستدار طبیعت وکوه علاقمند خبر نکاری وبسکتبال
امکانات وب
RSS Feed



بک لینک فا