یاد ها رفتند و ما هم می رویم از یادها
خبرنگار مرتضی متین فر
نويسندگان

خدای عزیز!

به جای این که بگذاری مردم بمیرند و مجبور باشی آدمای جدید بیافرینی، چرا

کسانی را

که هستند، حفظ نمی‌کنی؟

 

خدای عزیز!

در مدرسه به ما گفته‌اند که تو چه کار می‌کنی، اگر تو بری تعطیلات، چه کسی

کارهایت

را انجام می‌دهد؟

خدای عزیز!

آیا تو واقعاً نامرئی هستی یا این فقط یک کلک است؟ خدای عزیز! آیا تو واقعاً

می‌خواستی زرافه این طوری باشه یا اینکه این یک اتفاق بود؟

خدای عزیز!

چه کسی دور کشورها خط می‌کشد؟

خدای عزیز! فکر نمی‌کنم هیچ کس می‌توانست خدایی بهتر از تو باشد. می‌خوام اینو

بدونی که این حرفو به خاطر این که الان تو خدایی، نمی‌زنم.

خدای عزیز!

ما خوانده‌ایم که توماس ادیسون نور را اختراع کرد. اما توی کلاس‌های دینی یکشنبه‌ها

به ما گفتند تو این کار رو کردی. بنابراین شرط می‌بندم او فکر تو را دزدیده.

خدای عزیز!

آدم‌های بد به نوح خندیدند و گفتند: "تو احمقی چون روی زمین خشک کشتی

می‌سازی" اما اون زرنگ بود. چون تو رو فراموش نکرد. من هم اگر جای اون بودم همین

کار رو می‌کردم.

خدای عزیز!

لازم نیست نگران من باشی. من همیشه دو طرف خیابان را نگاه می‌کنم. خدای عزیز!

هیچ فکر نمی‌کردم نارنجی و بنفش به هم بیان. تا وقتی که غروب خورشیدی رو که روز

سه‌شنبه ساخته بودی دیدم، معرکه بود.

[ سه‌شنبه ۱۳٩۱/٦/٢۸ ] [ ۱٠:۱٩ ‎ق.ظ ] [ مرتضی متین فر ]

.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

مرتضی متین فر متولد دی شهر زنجان دوستدار طبیعت وکوه علاقمند خبر نکاری وبسکتبال
امکانات وب
RSS Feed



بک لینک فا