یاد ها رفتند و ما هم می رویم از یادها
خبرنگار مرتضی متین فر
نويسندگان

هوس یک صبحانه کاملا سنتی مرا در خنکای صبح زود از بستر بیرونم می کشد عطر نان تازه هوش از سرم می رباید و سرعت قدمهایم را بیشتر می کند. خیلی قبل از من در زیر طاق های بازار قدیمی شهر و در هیاهوی تقابل سنت و مدرنیته آقای علی غفاری یکی از ورزشکاران بنام شهرمان با شکوه و وقار یک شیر پیر سوار بر دوچرخه قدیمی مارک سه تفنگ خود با لب های خندان از راه می رسد و با توکل به خدای مهربان و ذکر" یا مولی" قفل از کلید مغازه ای بر می دارد که از سال 1327 نفس های پهلوان را در خود حفظ کرده است و امروز میزبان من و دوستانم خواهد بود.

بوی کله پاچه و نان سنگک دو آتشه و فضای قدیمی مغازه ای که با میز و صندلی و ظروف سنتی مبله و با تمثال زیبای جهان پهلوان تختی و دیگر پهلوانان و قهرمانان ملی و شهرمان تزیین شده است؛ برایم حال خوشی را به ارمغان می آورد. خودم را که به پهلوان پیر معرفی می کنم و درخواست مصاحبه می نمایم با روی خوش و لبخند زیبایش مواجه می شوم که با بذله گویی مخصوصی رندانه سوال می کند که " اول مغز می خوری بعد مغز نوش جان کنی یا اول مغز میل می کنی بعد مغز بخوری؟" و خنده زیبایش را چاشنی شوخی زیبایش می کند که مبادا دلم را آزرده باشد.

از سن و سالش که می پرسم، پس از ذکر بسم الله می گوید که متولد سال 1307 است و از سال 1321 ورزش را بطور جدی شروع و دنبال کرده است. وقتی چشم به سال های دور می دوزد و از علاقه وافر خود به ورزش ملی مان سخن می گوید؛ گویا غبار پیری از سر و رویش پاک شده و بار دیگر پسر بچه ای می شود که با همه عشق نوجوانی سر از زورخانه در آورده و به تماشای مردان مرد می نشیند و آرام آرام درس مردانگی و لوطی گری مشق می کند.

ورزش را در زورخانه قدیمی پوریای ولی آغاز کرده و بعد کشتی گرفته است تا هم تن و جان را بپروراند و هم فنون پنجه در انداختن با دهر را بیاموزد. همانجاست که در سال 1329به عضویت باشگاه بانک مرکزی تهران در می آید. اشتیاق به ورزش چنان درجان جوانش شعله می کشیده است که هفته ای دو روز رنج سفر به پایتخت را به خود هموار می کرد و همراه دیگر اعضای باشگاه به تمرین و به قول خودش شیرین کاری بپردازد.

از مسابقات و مدال هایش که می پرسم؛ چشم هایش با شادی می درخشد و می گوید: " اولین جایزه ام را از دست آقای محمود خان ذولفقاری در سال1329 وقتی که با تیم بانک ملی مرکزی به مسابقات قهرمانی کشور اعزام می شدم گرفته ام. بعدها بارها در مسابقات کشوری و منطقه ای مقام کسب کرده ام." لبخند زیبای دیگری چاشنی حرف هایش می کند و از قهرمانی خود در سال 1331 یاد می کند که قرار بود برای مسابقات قهرمانی عازم شهر ورشو در لهستان شود؛ که بنا به درخواست آقای کاظمی مدیر وقت باشگاه بانک ملی با لوطی گری موجود میان فضای ورزشکاران آن روزگار به راحتی دل از آن سفر کنده بوده است.

وقتی درخواست می کنم تا از حریف های ورزشی و دوستان همدوره اش برایم تعریف کند؛ با وقار یک ژنرال پیر از جای برمی خیزد و به قاب عکس های چوبی آویخته شده بر دیوار مغازه نزدیک می شود و از مرحوم پهلوان صدقعلی و مرحوم حاج عباس حیدریان معروف به یاشیل عباس نام می برد و عکس ها را یکی پس از دیگری نشان می دهد و از مرحوم جهان پهلوان تختی به عنوان هم تیمی و گل سرسبد دوستانش یاد می کند.

برای چند دقیقه دیدگان مهربانش را به تمثال باشکوه جهان پهلوان تختی می دوزد و به عنوان یک خاطره از مرحوم تختی برایم تعریف می کند که در سال 1332 که مسابقات کشوری در اصفهان برگزار می شد. مرحوم تختی و سه تن از دوستانش در زندان طاغوت به سر می بردند که ظاهرا در روزهای مسابقه به دستور شاه از زندان آزاد شده و با هواپیمای اختصاصی  به اصفهان فرستاده شده بودند. از ذوق خود می گوید که وقتی بلندگوی آسایشگاه ورود مرحوم تختی و دوستانش را اعلام می کند، به سرعت سوار یک متورسیکلت راهی فرودگاه شده و پس از استقبال از دوستانشان از تمرینات شان در باشگاه جلالی خیابان چهار باغ یاد می کند و در ادامه با خنده ای که فکر می کردم فقط در جوانان پرشور یافت می شود اضافه می کند که با همه تدابیر آن سال تختی و دوستانش به بهانه نداشتن تمرین از شرکت در مسابقه امتناع کرده و باعث شکست تیم تهران می شوند.

وقتی نگاهش را گره خورده با عکس های اوج آمادگی اش می بینم، سوال می کنم که آیا هنوز ورزش می کند یا خیر؟ با صدایی محکم که از درون سینه ای سالم بیرون می آید می گوید که فعالیت هایش به نرمش روزانه و دوچرخه سواری محدود است.

در طول زمان مصاحبه با متانت مثال زدنی و روی گشاده یک کاسب حرفه ای که حبیب خدا نامیده شده است مشتری هایش را راه می اندازد. و برای حسن ختام صحبت هایش به جوانان و ورزشکاران توصیه می کند که قدر جوانی و پاکی روح و جان خود را بدانند و در حفظ آن بکوشند. او می گوید :" یک ورزشکار لوطی صفت و مولی شناس است. مولی علی را سر مشق خود قرار داده و افتادگی و خاکساری را تمرین می کند".

وقتی با دل سیر از یک صبحانه لذیذ و جان سیراب از پندهای خردمندانه فضای روحانی و سنتی مغازه اش را ترک می کردم صدایش در گوشم زنگ می زد که با لحن پیرانه اش توصیه به حفظ حرمت ها می کرد ومی گفت: "ما هیچگاه بدون وضو و یاد خدا وارد گود زورخانه و تشک کشتی نمی شدیم. آن روزها باشگاه و حتی میدان مسابقه حرمت داشت".

 

[ چهارشنبه ۱۳٩۳/۱/٢٧ ] [ ۱٠:٠٠ ‎ق.ظ ] [ مرتضی متین فر ]
[ پنجشنبه ۱۳٩۳/۱/۱٤ ] [ ٩:۳۳ ‎ق.ظ ] [ مرتضی متین فر ]

مرتضی متین فر-  مردم نو

ورزش نتوانست ارزش سازباشد

قزوینی هاحرمت ترک زبانها رانگه نداشتند

تماشای رقابتهای بسکتبال NBA نه تنها برای دوستداران و فعالان این ورزش مفرح و زیبا تماشایی و لذت بخش است؛ بلکه فضای حاکم بر ورزشگاه، فعالیت بازیکنان بلند قامت و درشت هیکل، پویایی بازی و تبادل امتیاز های گام به گام و نزدیکی تماشاگران به بازیکنان که حس هم نفسی را القا می کند؛ برای بیننده آماتور هم جذاب فرح بخش است. در عین حال این تفکر را بوجود می آورد که اینهمه نظم و امنیت از کجا سرچشمه می گیرد؟ آیا غیر از این است که وجود قوانین روشن و کمیته انظباتی قوی و صد البته اجرای درست و به موقع احکام صادر شده و صد البته کارهای فرهنگی انجام شده توانسته است چنین فضای دلنشینی را به وجود آورد؟ تلخ کامی شهروندان زنجانی و تیم بسکتبال همیاری از هتک حرمت های میهمان پایتخت نشینشان در رقابت روز چهاردهم دی هنوز برطرف نشده بود که با اعلام رای کمیته انظباتی فداراسیون بسکتبال غم دیگری در خانه قلبشان را زد و وارد شد.

ادامه این سناریو تاسف بار با هتاکی های هموطنان قزوینی در رقابت میان صنایع هفت الماس و همیاری زنجان در روزدوشنبه بیست و سوم دی ماه شکل گرفت. درآن بازی نفس گیر و پر افت و خیز شاگردان آقا کوچکی جانانه بازی کردن ولی در پایان بازی را با نتیجه نزدیک 60 به 62 به حریف واگذار کردند. اما این پایان کار نبود چرا که جوانان زنجانی فقط با یک رقیب مبارزه نمی کردند؛ رقیب دیگری بر روی سکوهای ورزشگاه عرض اندام می کرد این بار فقط تیم همیاری نبود که آماج توهین و فحاشی قرار می گرفت بلکه تماشاگر نمایانی که معلوم نیست توسط چه کسانی کارگردانی می شوند؛ در آستانه میلاد پیامبروهفته وحدت تمام خطه آذربایجان را زیر هجوم هتاکی خود بردند که جای تاسف بسیار دارد.

این ابتدایی ترین مسئله است که در یک رقابت بالاخره یک طرف بازنده است و یک طرف با شادی برد به خانه می رود؛ و استرس حاکم بر رقابت بر روی بازیکنان و تماشاگران موردی کاملا طبیعی به نظر می رسد اما انتظار رفتار های ناشی از بلوغ فکری و روح پهلوانی از ورزشکارانی که در رده های لیگ برتر فعالیت می کنند هم غیر طبیعی نیست. آنچه در این وانفسای رقابت و درگیری عجیب و غریب به نظر می رسد رای صادره از طرف کمیته انظباتی فدراسیون بسکتبال در پی شکایت هیات فنی تیم همیاری زنجان به حرکات زشت و غیر اخلاقی سعید داور پناه می باشد.

رای به شرح زیر انشاء شده است: 1- آقای سعید داور پناه بازیکن مهرام تهران به مبلغ دومیلیون تومان جریمه نقدی وتذکر کتبی 2- آقای حسین نعلچگر عضو کادر فنی همیاری پانصد هزارتومان جریمه نقدی و دوجلسه محرومیت از همراهی تیم همیاری زنجان 3- آقای موسی نوید پوربازیکن مهرام تهران یک میلیون تومان جریمه نقدی وتذکرکتبی و بالاخره تیم همیاری زنجان دو بازی آتی خود را بدون همراهی تماشاگران زنجانی برگزارخواهد کرد و در صورت تکرار خطا ها بازیهای باقی مانده در شهرهای دیگری برگزار خواهند شد. و این یعنی تیم همیاری زنجان بدون یار ششم مقابل تیم استقلال زرین قشم و فولاد ماهان در طی هفته ها ی آتی صف آرایی خواهند کرد. این رای درخشان در حالی به تصویب رسیده است که دوربین های تلوزیونی، لنزهای خبرنگاری و اذهان پویا و وجدان های بیدار شاهد رفتارهای بازیکنان مهرام و صبوری تا حد امکان بازیکنان و کدر فنی همیاری بودند. هنوز چند ماه بیشتراز رقابت های جام رمضان نگذشته است و همه به خاطر دارند که آن رقابت ها چگونه در فضای با نشاط خانواده های زنجانی برگزار و به پایان رسید. بازیکنی که قرداد چندین میلیونی دارد و مبلغ ناچیزی جریمه می شود که حتی شاید پرداخت آن را هم خودش پرداخت نکند آیا قابل مقایسه با خیل عظیم زنجانی های علاقمند ورزش هست؟ مهمتر از همه اینها یادمان باشد در هیاهوی بوق های تبلیغاتی غربی که تهاجم فرهنگی را سر لوحه کار خود قرار داده اند؛ شاید دور کردن حداقل شش هزار جوان پرشور از محفل سالم تخلیه انرژی و سرگرمی که حتی می تواند ایجاد انگیزه برای فعالیت ورزشی باشد؛ نهایت کج سلیقگی و آب در آسیاب دشمن ریختن باشد.

چاپ مطلب فوق در روزنامه مردم نو شماره 2719مورخه25دی92

[ چهارشنبه ۱۳٩٢/۱٠/٢٥ ] [ ٦:٠٩ ‎ب.ظ ] [ مرتضی متین فر ]

نیم فصل دوم مسابقات بسکتبال با شکست همیاری زنجان کلید خورد

مرتضی متین فر

 

سالن شش هزار نفری انقلاب زنجان عصر روز دوشنبه شانزدهم دی ماه میزبان اولین رقابت نیم فصل دوم از سری مسابقات لیگ برتر بسکتبال بود. همراه با صدای کر کننده تشویق تماشاگران، شاگردان آقای آقا کوچکی در مقابل تیم پر قدرت و رده دومی مهرام صف آرایی کرده و یک بازی بسیار جذاب و تماشایی ارایه کردند. ا

این در حالی بود که از چندی پیش خبر هایی به گوش می رسید که اعضا و کادر فنی تیم بعلت عدم دریافت مبلغ قرار دادهای خود از ابتدای فصل؛ جلسات تمرین را تحریم کرده بودند.بعد از تزریق پول و یک جلسه تمرین و سپس بازی تنگاتنگ در مقابل حریف قدری مانند مهرام نشان از پتانسیل بسیار بالای تیم زنجان دارد.

کوارتر اول مسابقه با نتیجه 25 بر 11 به نفع تیم مهرام به پایان رسید که زیاد هم دور از انتظار نبود. این در حالی بود که جای خالی بنل کوچویی یار تاثیر گذار همیاری که به علت مصدومیت نتوانست تیم همیاری را همراهی نماید؛ کاملا آشکار بود.

شایستگی و بازی غیرتمندانه بازیکنان همیاری زنجان کوارتر دوم را با امتیاز 27 بر 33 به نفع تیم زنجان رقم زد تا شاگردان آقای هاشمی بدانند که با حریف دست و پا بسته ای روبرو نیستند. تماشاگران پر شوری که از برتری تیمشان به وجد آمده بودند یک لحظه از تشویق تیم و در حقیقت ورزش و روح ورزشکاری غفلت نمی کردند. کوارتر سوم در میان هیجان و هیاهوی بازیکنان و تماشاگران و رقابت قدم به قدم دو تیم با امتیاز 46 بر 41 به سود مهرام به پایان رسید . در کوارتر چهارم همه یک چشم به ساعت و یک چشم به بازی داشتند . گاه نفس ها در سینه حبس می شد و گاه فریاد هیجان بلند می شد و لحظه ای آه از نهاد تما شاگران بر می خواست.

در گرما گرم رقابت و تبادل امتیاز حرکات زشت یکی از بازیکنان تیم مهرام که سال گذشته عضو تیم همیاری زنجان بود؛ می توانست حواشی نا خوشایندی را بوجود آورد. جوانی که سال قبل به قول معروف نان ازسر سفره مردم فهیم زنجان بر می داشت و نام بازیکن تیم ملی جوانان را با خود به یدک می کشد، با حرکات زشتی که در عرصه ورزش هیچ جایگاهی ندارد؛ شا ید سعی در تحریک تماشاگران زنجانی داشت و شاید هم ترس از شکست خود را در پس این حرکات مخفی می کرد.

در هر صورت بازی با نتیجه 66 بر 59 به نفع شاگردان آقای مصطفی هاشمی به پایان رسید؛ اما این باخت هیچ چیز از ارزشمندی تیم زنجانی کم نکرد به طوری که تماشاگران حتی چند دقیقه پس از مسابقه همچنان تیم شایسته همیاری را تشویق می کردند.

در حاشیه این بازی نفس گیر آقای ابراهیم محمدی کمک مربی تیم همیاری زنجان، با ابراز رضایت از بازی خوب بازیکنان به نکات ضعف داوری اشاره کرده و اضهار داشت از کمیته انظباتی فداراسیون انتظار می رود تا با حرکات زشت و فحاشی سعید داور پناه بازیکن تیم مهرام برخورد محکم و قانونی داشته باشد تا بعد از این کمتر شاهد چنین حرکاتی از ورزشکاران باشیم. محمدی در ادامه صحبت های خود از پیوستن یک عضو جدید دو متر و پانزده سانتی خارجی در آینده نزدیک خبر داده و اظهار امیدواری کرد که با حضور این بازیکن و رفع مصدومیت آقای کوچویی شرایط تیم بهتر شده و شاهد بازی های بهتری از تیم همیاری خواهیم بود.

شایان ذکر است بازی بعدی تیم همیاری در مقابل تیم پتروشیمی بندر امام پنج شنبه نوزدهم دی به میزبانی پتروشیمی برگزار خواهد شد.

[ سه‌شنبه ۱۳٩٢/۱٠/۱٧ ] [ ٢:٥٢ ‎ب.ظ ] [ مرتضی متین فر ]
........ مطالب قدیمی‌تر >>

.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

مرتضی متین فر متولد دی شهر زنجان دوستدار طبیعت وکوه علاقمند خبر نکاری وبسکتبال
امکانات وب
RSS Feed



بک لینک فا